على محمدى

53

شرح اصول استنباط ( فارسى )

دليل مذكور دليل پنجمى اقامه مىكنند و آن اينكه : لا شك در اينكه ماهيت صوم و صلوة و حج شرعى جزء مخترعات شارع بوده و اولين‌بار شارع اين الفاظ را در اين معانى استعمال كرد ( و كم‌كم در زمان خود او حقيقت شدند ) و گرنه قبل از شريعت اسلام مردمان از اين عبادات خاصه اطلاعى نداشتند پس اولين مستعمل خود شارع بود . و نيز لا شك در اينكه از روز اول كه شارع چنين استعمالاتى را شروع كرد در معانى صحيحه استعمال كرد نه فاسده بدليل اينكه استعمالات شارع مقدس از همان اوّل به صورت تكليف و امر بود كه فرمود : اقيموا الصلاة و لله على الناس حج البيت و . . . و واضح است كه امر مولوى به عمل صحيح تعلق مىگيرد نه به عمل فاسد تا لغويت و نقض غرض پيش آيد و اين يك قانون كلى است و شيوه عقلائى است كه هركس مجموعه‌اى داراى آثار ويژه را اختراع مىكند و براى آن اسمى مىگذارد به وضع تعيينى يا لفظى را با مناسبت در آن استعمال مىكند و تدريجا بدرجه وضع تعيّنى مىرسد از روز اول لفظ را در مركب جامع همهء اجزاء استعمال مىكند . فى المثل كسى كه ماشينى را اختراع كرده و تمامى اجزاء و شرائط آن را كامل كرده معمولا وقتى مىخواهد اسمى را انتخاب كند براى همين مخترع خودش كه تام الاجزاء و الشرائط است اسم مىگذارد و در مقام تسميه كمبود و كسرىها را در نظر ندارد البته پس از اين مرحله گاهى اگر جزئى هم كم شود همان اسم سيّاره يا طياره را برآن اطلاق مىكنند امّا به علاقهء مشابهتيكه ميان واجد و فاقد وجود دارد و ظاهر امر اينست كه شارع مقدس هم در مقام تسميه همين شيوه را دنبال كرده يعنى شارع هم ماهياتى را اختراع كرده و اسمى براى هركدام گذاشته و اين اسامى را براى همان مجموعه كامل قرار داده آرى بعدها اگر جزئى هم نبود اسم صلوة و . . . اطلاق